أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
359
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بعضى ديگر گفتند : معنى آنست كه نبايد دست بر وى نهند مگر پاكان از جنابت ، و حيض ، و استحاضه ، و نفاس ، و ظاهر لفظ خبرست و معنى وى نهى است چه اگر معنى خبر بودى دروغ بودى و مراد مسّ مصحف است و آنچه در مصحف است بعرف شرع باطلاق آن را قرآن خوانند بيانش قوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : لا تسافروا بالقرآن الى أرض العدوّ ، و نوشتهء قرآن بحقيقت قرآن است بنزديك محقّقان و بر اين اجماع مسلمانان است ، و به اين آيت استدلال كردند كه جنب و حائض را حرام است دست بر نوشتهء قرآن نهادن و بنزديك بيشتر فقهاء هم روا نيست دست بر پوست و بر حاشيه نهادن و بنزديك أصحاب ما اجتناب اوليتر است شافعى گفت : روا نباشد هيچ محدثى را . ابو حنيفه گفت : جنب و حائض را روا نباشد و محدث را روا باشد امّا حمل مصحف بنزديك شافعى هيچ كدام را روا نباشد . ابو حنيفه گفت : اگر در غلاف باشد شايد كه حمل كنند ، آنان كه گفتند : روا نباشد تمسّك كردند بخبر عمرو بن حزم « 1 » گفت : چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پدرم را بيمن فرستاد در نامهء او بفرمود نوشتن كه نبايد كه دست بر مصحف بنهد و نه مصحف برگيرد الّا كسى كه پاكيزه باشد . آنان كه گفتند روا بود استدلال كردند به آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نامهء بقيصر نوشت و درو بنوشت كه : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم » و لا بدّ است از آنكه وى نامه بر دست گرفته باشد و بخواند [ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ] اين قرآن تنزيل است يعنى منزل و فرو فرستاده از نزديك خداى جهانيان . [ سوره الواقعة ( 56 ) : آيات 81 تا 85 ] أَ فَبِهذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ ( 81 ) وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ( 82 ) فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ( 83 ) وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ ( 84 ) وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ ( 85 ) اى « 2 » به اين حديث كه قرآن است مداهنه مىكنيد . عبد اللّه عبّاس گفت : تكذيب مىكنيد . ابن كيسان گفت : [ مدهن ] آنكس باشد كه در اداء واجبات تقصير كند بتعلّل . مؤرّج گفت : منافق باشد كه جانب با همه كس نرم دارد و اصل او از دهن
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « هى » و معنى هر دو « آيا » است . ( 2 ) - سيوطى در الدرّ المنثور آن را چنين نقل كرده ( ج 6 ؛ ص 163 ؛ س 21 ) : « و أخرج عبد الرزاق و ابن ابى داود و ابن المنذر عن عبد اللّه بن ابى بكر عن ابيه قال فى كتاب - النبىّ ( ص ) لعمرو بن حزم : و لا تمسّ القرآن الّا على طهور » و نيز گفته : « و أخرج ابن مردويه عن ابن حزم الانصارىّ عن أبيه عن جدّه أنّ النبىّ ( ص ) كتب إليه : لا يمسّ القرآن إلّا طاهر » . و ترجمهء « عمرو بن حزم الانصارى » در اسد الغابه ( ج 4 ص 98 - 99 ) مذكور است .